|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+ میگف ک
+از خاطراتت، حالتو میپرسم
+یه سگ افتاد دنبالم
+از اعماق معدم جیغ زدم
+سگه خر
+منو برگردون به یکشنبه، هشت مهر سال۹۷ ساعت 8:33.
+چشمم خورد ب این.
+خودمم یادم نبود.
+فقط یادمه ک هرجا کم عاوردم، ب خودم گفتم من اون روزا رو تونستم بگذرونم الانم میتونم
+البته ک دیگ من اون عادم سابق برا کسی نشدم.
+کلیک
+من ب همین شدت خسته بودم. و هستم.
+یادمه وقتایی ک بچه بودیم قرار بود بریم اردو
+مهم نبود ک چقد خابمون میاد، از ذوق، زودتر از همه بیدار میشدیم
+شاید نرمال نباشم، ولی وقتایی ک خابم خوشحال ترم.
+چرا؟
+چون آزادم.
+آزادم ک قوی باشم.
+ازادم ک هرجا ک میخام باشم
+ازادم ک کسایی رو ببینم ک حتا اونا نمخان یا نمیشه.
+ازادم بلند داد بزنم فوش بدم گریه کنم
+من تمام تلاشمو میکنم ک کمتر دلم بخاد بخابم
+قرص اهن میخورم، پروبیوتیک میخورم
+ولی خواب نجاتم میده. حتا اگ کابوس باشه.
+بغض بکار تو سینم وقتایی ک حتا دستاتو گرفتم.
تو زمستون منی
+بارونی میکنی هوامو ولی من دوست دارم
+زمستون من بمون.
+احتمالا هرکسی تو لحظه های خودش بهترین تصمیم از نظر خودشو گرفته
+نمتونی کسیو سرزنش کنی، حتا خودتو
+موهامو بافتم
+ماسک زدم
+پچ چشم گذاشم
+یکم ورزش کردم
+مسواکمو زدم
+کتابمو تموم کردم
+قرعه کشی کردم کتاب بعدیمو انتخاب کردم
+باید قرص اهنمو بخورم
+یکم موزیک و یکم وب.
+بیشترین محبتی ک تو این یک ماه اخیر ب خودم کردم.
+کون لق عادمای حال بد کن.
+هر دو در نهایت می میرند.
+و واقعنم مردن.
+دیگ آخرای این کتابم.
+فک کن یه روزی قبل مرگت بت اطلاع بدن ک فردا میمیری.
+داشم فک میکردم من تو اون یه روز چیکار میکردم، امیدوارم خوابیدنو انتخاب نکنم.
+کتاب همیشه جوابه.
+پیتزای چیزفیز
+فیلت سیب کایا
+پاستای برموندا
+وافل کافه رویایی
+هات داگ قارچ و پنیر برموندا
+کتف و بال پیتزا پارک
+من گشنمه.
+میزان اجتماع گریزی خود را با رسم شکل وقتی ک تو شرکت حوصلت سر رفته نشون بده


+ بای.
+درسته این ساعت رفتن سرکار شخمیه
ولی هوا فوق العاده س
+ every thing will be ok
+دارم ب این فک میکنم ک چقد حسرت بغل کردن یکی میتونه تو دل عادم بمونه ک همش خوابشو ببینه.
+هرچی شد، حقم بود.
+صدتا بدتر حقمه.
دلم برا جنگل دانشگا تنگ شده.
+برا اون برگای پاییزی و اون نیمکت تنگ شده.
+کلیک
+حالا فهمیدم چرا اون روز اومده بود با اینک دیگ کاری نداش.
+بیتارو دوس دارم
+خودشه.
+از استایلش تا حرف زدنش.
+شاید خاستم تو زندگی بعدیم بیتا باشم.
+حامد بهداد تو فیلم پرتقال خونی میخوند ک
+هوا تاره چراغم سوت و کوره، تنم داره میسوزه مص کوره
++قشنگ میخوند
+یهو زیر لب میخونم ک دلم تنگه پرتقال من..
+یادمه یه مدت اسمشو سیو کرده بودم پرتقال
+وقتی ک گف چرا پرتقال؟
+گفتم ک چون حتا تو بدترین وضعیتی ک دلم هیچیو نمخاس، دلم پرتقالو میخاس.
+مطمعنم حتا اگ پرتقالم الان باشه، چیزی درست نمیشه.
+فقط دل تنگش میشم. همین.
+مغزم خیلی تلاش میکنه ک زندگیو برام آسون تر کنه.
+ازش ممنونم.
+جدیدنا خیلی بیشتر از قبل میترسم
+از ارتفاع
+از آب
+از صدا
+بیشتر از قبل قلبم تند میزنه
+همه چیز خوبه.
+خیلی چیزا هس ک هیجان زدم میکنه.
+مصلن؟ چرخ و فلک.
+خیلی ذوق زده شدم ک خاستم سوارش شم
+ولی چ فایده ک همش میترسیدم؟
+یه روزی میای ک دیگ من حالم خوب نمیشه.
+یه روزی چشامو میبندم میرم وسط اتوبان.
+میدونم ک ارامش لا ب لای بوق ممتد ماشیناس.
+یه مدت کمتر مینوشتم.
+خودخوریای مغزم، وادارام میکنه.
+نمدونم خوبه یا بد.
+ک تش پناه میارم ب دخترک
+خابم میاد.