و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+ میگف ک

+از خاطراتت، حالتو میپرسم

+ تــاریـخ جمعه ۳۱ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 12:16 به قـلـم پوچیــــده |

+یه سگ افتاد دنبالم

+از اعماق معدم جیغ زدم

+سگه خر

+ تــاریـخ پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 13:51 به قـلـم پوچیــــده |

+منو برگردون به یکشنبه، هشت مهر سال۹۷ ساعت 8:33.

+ تــاریـخ پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 6:44 به قـلـم پوچیــــده |

کلیک

+چشمم خورد ب این.

+خودمم یادم نبود.

+فقط یادمه ک هرجا کم عاوردم، ب خودم گفتم من اون روزا رو تونستم بگذرونم الانم میتونم

+البته ک دیگ من اون عادم سابق برا کسی نشدم.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 14:21 به قـلـم پوچیــــده |

+کلیک

+من ب همین شدت خسته بودم. و هستم.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 13:38 به قـلـم پوچیــــده |

+یادمه وقتایی ک بچه بودیم قرار بود بریم اردو

+مهم نبود ک چقد خابمون میاد، از ذوق، زودتر از همه بیدار میشدیم

+شاید نرمال نباشم، ولی وقتایی ک خابم خوشحال ترم.

+چرا؟

+چون آزادم.

+آزادم ک قوی باشم.

+ازادم ک هرجا ک میخام باشم

+ازادم ک کسایی رو ببینم ک حتا اونا نمخان یا نمیشه.

+ازادم بلند داد بزنم فوش بدم گریه کنم

+من تمام تلاشمو میکنم ک کمتر دلم بخاد بخابم

+قرص اهن میخورم، پروبیوتیک میخورم

+ولی خواب نجاتم میده. حتا اگ کابوس باشه.

+بغض بکار تو سینم وقتایی ک حتا دستاتو گرفتم.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 7:43 به قـلـم پوچیــــده |

تو زمستون منی

+بارونی میکنی هوامو ولی من دوست دارم

+زمستون من بمون.

+ تــاریـخ شنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 20:24 به قـلـم پوچیــــده |

تو.


ادامه مطلب
+ تــاریـخ شنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 19:35 به قـلـم پوچیــــده |

+احتمالا هرکسی تو لحظه های خودش بهترین تصمیم از نظر خودشو گرفته

+نمتونی کسیو سرزنش کنی، حتا خودتو

+ تــاریـخ چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 21:33 به قـلـم پوچیــــده |

+موهامو بافتم

+ماسک زدم

+پچ چشم گذاشم

+یکم ورزش کردم

+مسواکمو زدم

+کتابمو تموم کردم

+قرعه کشی کردم کتاب بعدیمو انتخاب کردم

+باید قرص اهنمو بخورم

+یکم موزیک و یکم وب.

+بیشترین محبتی ک تو این یک ماه اخیر ب خودم کردم.

+کون لق عادمای حال بد کن.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 0:0 به قـلـم پوچیــــده |

+هر دو در نهایت می میرند.

+و واقعنم مردن.

+ تــاریـخ سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 23:55 به قـلـم پوچیــــده |

+دیگ آخرای این کتابم.

+فک کن یه روزی قبل مرگت بت اطلاع بدن ک فردا میمیری.

+داشم فک میکردم من تو اون یه روز چیکار میکردم، امیدوارم خوابیدنو انتخاب نکنم.

+ تــاریـخ سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 15:29 به قـلـم پوچیــــده |

برای تو.


ادامه مطلب
+ تــاریـخ سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 10:24 به قـلـم پوچیــــده |

+کتاب همیشه جوابه.

+ تــاریـخ دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 23:30 به قـلـم پوچیــــده |

+پیتزای چیزفیز

+فیلت سیب کایا

+پاستای برموندا

+وافل کافه رویایی

+هات داگ قارچ و پنیر برموندا

+کتف و بال پیتزا پارک

+من گشنمه.

+ تــاریـخ دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 13:18 به قـلـم پوچیــــده |

+میزان اجتماع گریزی خود را با رسم شکل وقتی ک تو شرکت حوصلت سر رفته نشون بده

+ بای.

+ تــاریـخ دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 10:14 به قـلـم پوچیــــده |

+درسته این ساعت رفتن سرکار شخمیه

ولی هوا فوق العاده س

+ تــاریـخ دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 5:51 به قـلـم پوچیــــده |

+ every thing will be ok

+ تــاریـخ جمعه ۱۷ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 13:18 به قـلـم پوچیــــده |

+دارم ب این فک میکنم ک چقد حسرت بغل کردن یکی میتونه تو دل عادم بمونه ک همش خوابشو ببینه.

+ تــاریـخ جمعه ۱۷ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 13:14 به قـلـم پوچیــــده |

+هرچی شد، حقم بود.

+صدتا بدتر حقمه.

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 2:9 به قـلـم پوچیــــده |

دلم برا جنگل دانشگا تنگ شده.

+برا اون برگای پاییزی و اون نیمکت تنگ شده.

+کلیک

+حالا فهمیدم چرا اون روز اومده بود با اینک دیگ کاری نداش.

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 2:8 به قـلـم پوچیــــده |

+بیتارو دوس دارم

+خودشه.

+از استایلش تا حرف زدنش.

+شاید خاستم تو زندگی بعدیم بیتا باشم.

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 1:28 به قـلـم پوچیــــده |

+حامد بهداد تو فیلم پرتقال خونی میخوند ک

+هوا تاره چراغم سوت و کوره، تنم داره میسوزه مص کوره

++قشنگ میخوند

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 1:26 به قـلـم پوچیــــده |

+یهو زیر لب میخونم ک دلم تنگه پرتقال من..

+یادمه یه مدت اسمشو سیو کرده بودم پرتقال

+وقتی ک گف چرا پرتقال؟

+گفتم ک چون حتا تو بدترین وضعیتی ک دلم هیچیو نمخاس، دلم پرتقالو میخاس.

+مطمعنم حتا اگ پرتقالم الان باشه، چیزی درست نمیشه.

+فقط دل تنگش میشم. همین.

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 1:24 به قـلـم پوچیــــده |

+مغزم خیلی تلاش میکنه ک زندگیو برام آسون تر کنه.

+ازش ممنونم.

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 1:20 به قـلـم پوچیــــده |

+جدیدنا خیلی بیشتر از قبل میترسم

+از ارتفاع

+از آب

+از صدا

+بیشتر از قبل قلبم تند میزنه

+همه چیز خوبه.

+خیلی چیزا هس ک هیجان زدم میکنه.

+مصلن؟ چرخ و فلک.

+خیلی ذوق زده شدم ک خاستم سوارش شم

+ولی چ فایده ک همش میترسیدم؟

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 1:19 به قـلـم پوچیــــده |

+یه روزی میای ک دیگ من حالم خوب نمیشه.

+ تــاریـخ یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 21:47 به قـلـم پوچیــــده |

+یه روزی چشامو میبندم میرم وسط اتوبان.

+میدونم ک ارامش لا ب لای بوق ممتد ماشیناس.

+ تــاریـخ یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 18:53 به قـلـم پوچیــــده |

+یه مدت کمتر مینوشتم.

+خودخوریای مغزم، وادارام میکنه.

+نمدونم خوبه یا بد.

+ک تش پناه میارم ب دخترک

+ تــاریـخ یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 9:27 به قـلـم پوچیــــده |

+خابم میاد.

+ تــاریـخ یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 9:24 به قـلـم پوچیــــده |