و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+جدیدنا خیلی بیشتر از قبل میترسم

+از ارتفاع

+از آب

+از صدا

+بیشتر از قبل قلبم تند میزنه

+همه چیز خوبه.

+خیلی چیزا هس ک هیجان زدم میکنه.

+مصلن؟ چرخ و فلک.

+خیلی ذوق زده شدم ک خاستم سوارش شم

+ولی چ فایده ک همش میترسیدم؟

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 1:19 به قـلـم پوچیــــده |