|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+صدای بارون میاد.
+دلم میخاد برم تو خیابون زیر بارون دراز بکشم.
+نارحت نباش.
+نمدونم پی ام اسی من شدیده یا بیشعوری بضیا
+زرا
+میدونسی پریشونی های افکارت دارن راسشو میگن؟
+و تو با کارات بازم داری گند میزنی؟
++عاره میدونم.
کاش میشد نخابم
+و این حس تو من بمونه
+بعد خاب ریست میشم:(
+توی ۲۴آذر۴۰۴
+بعد از گذشتن ذهن پریشونم و مفت بافیاش
+توی قلبم یه شکوفه از یه درخت خشک جوونه زد.
+بارون قشنگ من:)
+دیر فهمیدم ک اگه باعث میشه غم بره،شادی رو هم میبره.
+و نمدونم خنثی بودن رو ترجیه بدم یا احساسات آشفته رو؟
+من قویم.
+من میتونم.
+من باید بتونم
+تو خواب پریشون دیشبم قرار بوده اعدام شم.
+نمدونم چرا.
+ولی اونجارو یادمه ک مامانمو بغل کردم و گفتم ک
++اگه دلم برات تنگ شه و دیگه نتونم ببینمت چی؟
شبت بخیر.
+اسم تو ،کلمه ی بریده ی دوستت دارم میون سرفه هامه.
+زرا برات نوشت ولی خودشم یادش نیس.
+نفمیدین هنوز بچه ها؟
+سیب و عادم و هوا و بهشت بهونه ست
+سلاح اصلیش واس امتحانمون ،عشق بود.
+بخدا همینه.
چقد الانه زندگی لذت بخشه.
+اهنگ پلی
+اتاق تاریک
+هر لحظه بخام میرم سیگار میکشم
+دارم کارمو میرسم
+و بارون شروع کرده ب باریدن
+و پریشونی من؟
سرجاشه
+میدونی داشم به چی فک میکردم؟
+که دیگه نگم کاش
+اگه انجام دادنش امکان داره،انجامش بدم.
+مثلا برم زیر بارون الان خیس شم.
+بلخره داره بارون میزنه.
+هنوزم همینو میگم
+گریه میکنی.
+تو تاریخ7 دی 96 ،اون منو اینجوری اروم کرد.
+و تو همون تاریخ سال402،برای همیشه از دستش دادیم.
+حاج بابا.
+کاش همه میرفتن،ولی تو میموندی.
+ما واژه های ساخته شده از حرفای تکراری هستیم
+در جایی از گذشته نوشته بودم ک
+سر ادعای شما
++من تو خآبامم حتا اشک میریزم و از شماها فرار میکنم..
now what؟
+سیل فراموشی وقتی داشت گذشته رو میبرد،
+عادماشو هم برد.
+خرابیه خاطره هاشو جا گذاشت.
+در جایی از روزهای گذشته ،نوشته بودم ک
+تو کابوس کدوم خاب بودی که بغلت کردم؟
+دچارم ب تو.
هی دخترک
+اخر داستان نمدونم کجاس
ولی اگ من ترسیدم
و ندونسم دارم چیکار میکنم
اگر با گریه گفتم کسیو دوس دارم
اون اخرین امید من برای تموم نا امیدیامه.
واقعیت ماجرا شاید همین باشه
+من تو مستی به اسمون خیره شم و از تو بخام ک بارون بزنه
+سیگار و هی سیگارو هی سیگار