و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

کلیک

+چشمم خورد ب این.

+خودمم یادم نبود.

+فقط یادمه ک هرجا کم عاوردم، ب خودم گفتم من اون روزا رو تونستم بگذرونم الانم میتونم

+البته ک دیگ من اون عادم سابق برا کسی نشدم.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۲ ساعـت 14:21 به قـلـم پوچیــــده |