|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+چرا عادمایی که از جنس ما نیستن ولمون نمکنن؟
+چرا راحتمون نمزارن؟
+این کمال گراییه مسخره رو بزار کنار
+تو هر چقدم بخای بی نقص باشی،
بازم هستن کسایی که کامل تر از تو باشن
+ادما نمتونن اولش بهت بگن مشکلشون باهات چیه
+و بعد بلاک کنن؟
+و اینک رسیدن به سنی که در نظر بگیرم حرفی ک ب بزرگ تر از خودم میزنم رو یه کوچیک تر از خودم ب من بزنه چه حسی داره.
+ولی در تلاش برای کشتن حس استرس و دلشوره
+لذت بردن از دنیای فانتزی و گوگولی
+و درک عادمای کوچیک
+باید از تیرماهه 1404بنویسم
+تا سال بعد یادم بمونه
+ولی ذهنم یاری نمکنه
+تو خوابم اونا برای هم بیشتر از من گریه کردن.
+اونا بردن؟
+شرایط طوری شده عادم وقت نمکنه بشینه گریه کنه حتا.
+گفته بودم ک برا اتفاقایی ک دس ما نیس و میوفته چاره چیه؟
+سنجاقی ک زده بودم به شلوارم تا کمرش محکم شه،افتاد تو دسشویی.
+پریودیمم شدید شد.
+باید یکم فریادای تو مغزمو بنویسم ک اروم شم
+ظاهرا نوشتن درمانه.
+مثلا نرم افزار قعطه
+زنگ میزنم به پشتیبانی
+میگه انی دسک بزن
+بعد خودش نت نداره
+و ریدم تو این مملکت صگ صاحاب
+ک هیچکدوممون ن انتن درست حسابی نه نت درس حسابی داریم
+بعد موندم خب،
+الان هورمون استرس من واس خبر مرگ کی فعاله؟
+بتمرگ دیگه
+5شنبه غروب ک جنگل بودیم
+بعد از اون یه لیوان آبجو
+و تکیه دادن به نیمکت و نگاه کردن به درختا وقتی داشتن تو تاریکی غرق میشدن
+و اون یه نخ سیگار
+اون لحظه
+بی استرس ترین لحظه حالم بود.
+و کاش میتونسم در حالت عادی این حالو بسازم بدون نیاز به چیزی.
+برای روزایی ک کارا اونجوری که توقع داری پیش نمیره ،چاره چیه؟
+من در صورتی آهن پرست میشم که
+که با زحمت خودم اون آهنو خریده باشم
+برا هم نسلام نمدونم
+ولی برا منه دختر
+تا یه سنی این شکلی بود ک مص گاو بسته بودنت که گرگ جامعه نخورتت
+از سن بعد مدرسه مص صگ دلتو شکستن ک دل به کسی ندی
+و بعد از همه اینا،بذر استرس و بی کسی کاشتن که تنها نمونن.
+برا من اینطوریه.
+شاید برا همینه ک هیچوخ ارامش ندارم.
+نوشته های اون موقع رو ک میخونم
+دلم برای زرای اون زمان میسوزه
+و از زرای الان که نامهربونیه همه رو یادش رفته متنفر میشم.
+کاش ننوشته بودم.
+شاید باید دوباره کتابشو بخونم
+دلم میخاد یکم برم جای عادمای خوشبخت اینستا زندگی کنم
+میتونم برا اینک خابم میاد ولی شرایط طوری نیس ک بخابم گریه کنم
+وی بی نهایت گریه داش ولی توان گریه نداش
+نیاز دارم که بقیه پیشم خوشحال ترین عادما باشن.
+خستم
+نا امیدم
+پرم از عذاب رنجِ بار توقع دیگران از من.
+و خستم از خودم.
+اشتباه نوشتن عنوان هام یک نمونه از کم حواسی های جدیدمه
+حالا فهمیدم این اهنگ میخونه چه حسی دارم
+انگار داره نم نم بارون میزنه و دونه دونه هاش داره زمینو نم دار میکنه
+و اون حس دل آرومی ای ک داره
+دلم مچاله ست انگار
+فک کنم اصل زندگی همون بیس سال اوله.
+بقیش دست وپنجه نرم کردنه.
+locksmith.
+@@@@@@@@@@@@
+فر فریای پیچیده ی فکرام تو سرم
+بارون میزنه.
+هوای منه.
این شکلی بود ک از خواب پریدم
+مغزم گف بخاب لطفا
+بخاب ادامه ی خوابتو ببین
+مهم نیس ک میدونی همش خوابه
+عیب نداره که همش خوابه
+فقط بخواب ک اون حس خوبه رو بتونی برا چن ساعت نگه داری.