|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+بهم کتاب هدیه بدین
+کتاب قند تو دلم اب میکنه
+میون تموم افکار پریشونه غرق در ماتریکس
+من به عدد یک کوچیکی ام ک تو این گوشه از دنیا، دلش طعم زندگی به سبک آرامش مبخاد
+هر چقد تکراری. هر چقدر مشابه. هرچقد مقلد.
+من عدد یک این گوشه ی ناتکراری دنیام.
+دیروز نگینو میدم.
+و سوالی ک پیش میاد اینه ک ترومایی اون ب من زد، چقد قوی بود ک من باید عادم زندگی اونو یادم باشه.
+ازینک میبینم چن نفر هستن ک دوسم دارن، خوشال میشم.
+خدا این عادمارو برام نگه داره.
+هوا یه جوریه.
+دلمم همینطور.
+تولدت مبارک زرا.
+در برابر لوازم تحریر مساوی هستم با یه فرد شیشه کشیده/ اکس خورده/گل کشیده
+هستم.
+فکرم مشغوله.
+فک کن انبارگردانی و پریودیت بیوفته تو یه روز.
+چه افتخار بلندی قرارت نصیبم شه.
+باورم نمیشه ک یه هفته س نیومدم وب
+باورم نمیشه ک ابرا از جنس پنبه نیستن
و بخارن.
+چرا از تاکسی پیاده شدم واس راننده تاکسی دست تکون دادم🗿🗿