و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+هنوز منتظر باریدن بارونم تا برم شیرکاکایو بخورم با مریم.

+ تــاریـخ یکشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۴ ساعـت 10:55 به قـلـم پوچیــــده |

+انقد خودمو خفه کرد تو زندگی،دیگه حتا وقت نمیشه دل سیر بخابم ک خاب ببینم.

+من سرمو میزارم پایین و بعد آلارم میزنه بیدار میشم.

+ تــاریـخ یکشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۴ ساعـت 10:55 به قـلـم پوچیــــده |

+سرما خوردم.

+زیاد نمیام دخترک چون درگیر شاپ پوچیدم

+ولی دلم برای نوشتن تنگ شد.

+دارم کتاب جدید میخونم :خوار و بار فروشی نامیا

+دوسش دارم

+آزمون فنی قبول شدم، حالا عملی مونده

+شاپم؟تازه شدیم 100 نفر. و من کلی حالم باهاش خوبه.

+ تــاریـخ یکشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۴ ساعـت 10:54 به قـلـم پوچیــــده |

+دین من مهربانیه

ب جز وقتایی ک پی ام اسم.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۴ ساعـت 14:45 به قـلـم پوچیــــده |

+وی عاشق جملات کوتاه با معنی وسیع بود.

+مثل

+let it be

+ تــاریـخ سه شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴ ساعـت 13:55 به قـلـم پوچیــــده |

+امروز ک برا امتحان رفتم، حس و حال دانشگاه بهم دست داد

+روحم یکم نفس کشید

+احساس سرماخوردگی دارم

+چند شبی میشه ک دلم میخاد گریه کنم، ولی فرصت نمیشه

+حتا حالا هم.

+دلم گرفته از اتفاقات ناگواره این چن ساعت اخیر

بازم قراره انگار یه سریا بلند بلند غمگین باشن.

+ تــاریـخ سه شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴ ساعـت 0:6 به قـلـم پوچیــــده |

+ موزیک آن.

+چشما بسته

+ تــاریـخ شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ساعـت 14:29 به قـلـم پوچیــــده |

+این روزا مودی ترین عادمم

+فراموشکار ترینم

+ تــاریـخ پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۴ ساعـت 8:34 به قـلـم پوچیــــده |

+ببخشید دخترک ک زیاد بت سر نمیزنم

+ تــاریـخ پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۴ ساعـت 8:33 به قـلـم پوچیــــده |

+ما عادما این شکلی ایم ک

+تا زمانی ک احساس تنهایی میکنیم،خوشحال میشیم اگه یکی شبیه خودمون پیدا بشه

+و بضی وقتا این شکلی ایم ک ذهنمون بی جهت درگیر اینه ک چرا انقد عادما شبیه هم هستیم.

+ تــاریـخ دوشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۴ ساعـت 9:9 به قـلـم پوچیــــده |

+خودمو دوس ندارم.

+میخام تو دنیایی ک ‌تو پینترست سیو کردم زندگی کنم.

+ تــاریـخ شنبه ۵ مهر ۱۴۰۴ ساعـت 0:22 به قـلـم پوچیــــده |