و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+کاش انقد تو ذهنم با بقیه دعوا نیوفتم

+ تــاریـخ سه شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ ساعـت 7:25 به قـلـم پوچیــــده |

نیازمندی ها:

+یه باکس ابجو

+یه کاسه نودل

+تاریکی +ریسه زرد

+ذهن آروم.

+ تــاریـخ سه شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ ساعـت 7:24 به قـلـم پوچیــــده |

+امروز جور دیگه ای برای سارا دلتنگم

+چون بارون پاییزی سرد شروع شده

و اگه بود زنگ میزد میرفتیم شیرکاکائو داغ میخوردیم.

+ تــاریـخ یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ ساعـت 12:3 به قـلـم پوچیــــده |

+چجوری انقد باکلاسین

+حالت عادی دارم تو محل کارم راه میرم مقنعم گیر میکنه به دسگیره در مث عقب مونده ها از در اویزون میشم

+ تــاریـخ یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ ساعـت 11:50 به قـلـم پوچیــــده |

+دلار 269/000 تومان ،دیروز تا امروز :)))))))))))

+ تــاریـخ یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ ساعـت 8:28 به قـلـم پوچیــــده |

+دلار 261/500 و من یه جوری سبد خریدمو پر میکنم ک انگار حسابم فول پوله.

+ تــاریـخ شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ ساعـت 9:49 به قـلـم پوچیــــده |

+صب قهوه خوردم ،الان دلم میخاد بالا بیارم:)

+ولی عوضش انرژی دارم

+ تــاریـخ شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ ساعـت 9:49 به قـلـم پوچیــــده |

+یادم اومد

+دیشب موقع خاب پنجره باز بود،ساعت حدود چار صب باد زد و در محکم بسته شد

+از خواب با ترس پریدم فک کردم بمب زدن :)

+ تــاریـخ شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ ساعـت 9:48 به قـلـم پوچیــــده |

+اگه اهنگ نبود تکلیف این بغضای تو گلومون چی میشد؟

+ تــاریـخ جمعه ۳ مهر ۱۴۰۵ ساعـت 0:46 به قـلـم پوچیــــده |

+نوشتن هم الان نمتونه کاری کنه.

فقط میتونه یاداوری کنه.

+ تــاریـخ جمعه ۳ مهر ۱۴۰۵ ساعـت 0:46 به قـلـم پوچیــــده |