و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+من نه غمگینم،نه خوشحال

+ولی بضی وقتا یهو زل میزنم به یه جا و تموم افکاری ک میتونه باعث خوشحالی یا غمم بشه از جلو چشمم میگذره

+و اونجاست ک میگم دلم میخاد خوشال باشم

+ولی دلایل غمم اجازه نمیده.

+ تــاریـخ سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ ساعـت 22:42 به قـلـم پوچیــــده |