و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+من،تمامم.

+من خنده هام چرا هس؟

من روز مرگمم برا بقیه میخندم.

+نشد ک بتونم عادی بگذرونم همه چیو.

+درد داری زرا؟ بمیر.

+ تــاریـخ جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵ ساعـت 1:14 به قـلـم پوچیــــده |