و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+زرا

+چن سال دیگ ک داشتی اینجا رو میخوندی

+و پیش خودت میگفتی کاش برگردم ب این روزا (چون میدونم میگی)

+بدون ک تو همین روزا داشی فک میکردی نکنه مردن تنها راه حل این مسئله باشه؟

+خیلی دوس دارم بدونم چ راه حلی پیدا کردی ک رسیدی ب اون روزا

+اگ هم برنگشتی،یعنی همون راه حلو داشتی فقط.

+گرچه میدونم تو قوی ای.

+ تــاریـخ شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ ساعـت 16:44 به قـلـم پوچیــــده |