و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+تو خواب پریشون دیشبم قرار بوده اعدام شم.

+نمدونم چرا.

+ولی اونجارو یادمه ک مامانمو بغل کردم و گفتم ک

++اگه دلم برات تنگ شه و دیگه نتونم ببینمت چی؟

+ تــاریـخ شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴ ساعـت 9:56 به قـلـم پوچیــــده |