و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

مثلا امروز.

+امروزی ک تو جنوب خیلی از خانواده ها عزیزشونو‌از دست دادن.

+امروزی ک مندگ(کسی ک از بچگی هام یادمه تو محل میگشت تا الان) مرد.

+امروزی ک ترس از دس دادن افتاد ب دلمون.

+واقعا زندگی چیه و ما چی هستیم؟

+ تــاریـخ یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعـت 23:35 به قـلـم پوچیــــده |