و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+کاش ابزاری برای ثبت احساسات بود.

+مصلن هر حسی یه بارکد داشت و میرفتی توش و یادت میومد.

+ تــاریـخ شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ ساعـت 13:32 به قـلـم پوچیــــده |