و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+دلم میخاد از تمام بازارهای شغلی دنیا استعفا بدم

+و برم تو یه لوازم تحریر فروشی قفسه بچینم.

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۳ ساعـت 13:39 به قـلـم پوچیــــده |