و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+امروز نزدیک بود راننده تاکسی بزنه بهم

+سوار تاکسیش ک شدم گفتم نزدیک بود بخورم ب ماشینتون

+گف ک نه خیالت راحت حواسم بود.فقط تاحالا چارده بار تصادف کردم:)

+ تــاریـخ چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ ساعـت 20:3 به قـلـم پوچیــــده |