و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+ب بستنی ک فک میکنم میخام بالا بیارم

+ولی باز ب سعید گفتم داری میای بستنی بخر

+خر چاقالو انقد نلونبون

+ تــاریـخ شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۳ ساعـت 23:59 به قـلـم پوچیــــده |