و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+انگار هیجای اینجا واقعی نیس

+انگار تو خابام گم شدم

+یه احساس عجیبی تو من پر شده

+و میخام از این همه غریبی گریه کنم

+ تــاریـخ شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۳ ساعـت 8:0 به قـلـم پوچیــــده |