و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+دلم میخاد بنویسم حرف بزنم

+ولی اخرش چی؟

+درد تو،رنگی برای بقیه نداره.

+نخواه ک ب بقیه بفهمونیش.

+ تــاریـخ شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ ساعـت 8:47 به قـلـم پوچیــــده |