|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+بخاب زرای من.
+خودتو بغل کن.
+حاج بابا رفته اون دنیا، تو زندگی بعدی، مامانو توی کره ب دنیا بیاره، ک تو و خاهر دوقولوت تو زندگی بعدی زندگی متفاوتی داشته باشین.
+بگذرون.
+درست میشه.
+دلت عاروم میشه.
+دنیا شلوغ تر از فکرای تو سرته.
خیلی چیزای سنگین تر از فکرای تو هم هس.
+ولی خیلی دوس دارم بدونم ادما اگ نمتونن واقعا کسیو دوس داشته باشن، چرا بهش میگن؟
+شب بخیر زرا.
+