+من هنوزم فک میکنم ک حاج بابا خونه س
+درحالی ک داره با صدای بلند تلویزیون ک جومونگ میبینه،حصیر می بافه
+ولی مامان بزرگم الان خیلی تنهاست.
+عادما بودنو از نبودنشون میفهمن.
+ک دیره.
یه پوچیده ی ب پوچ رسیده..و قسم ب روزی ک جز بلاگفــا مرهمی نخاهی یافت :)پارادوکس^_^بضی وختا چیزایی مینویسم ک نویسنده ی مورد علاقه ی خودم میشم:)11/عابان/96یادمون نره^_^هیچوخو21/اسفند/96و 30تیر 97مربان^___^
HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN