و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+من هنوزم فک میکنم ک حاج بابا خونه س

+درحالی ک داره با صدای بلند تلویزیون ک جومونگ میبینه،حصیر می بافه

+ولی مامان بزرگم الان خیلی تنهاست.

+عادما بودنو از نبودنشون میفهمن.

+ک دیره.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲ ساعـت 8:9 به قـلـم پوچیــــده |