و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+ولی حافظم خیلی ضعیف شده.

+چیزی یادم نمیمونه.

+خستم.

+و در عین انگیزه داشتن برای زندگی، دلم میخاد گریه کنم از اینهمه زندگی نکردن.

+ تــاریـخ سه شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲ ساعـت 22:40 به قـلـم پوچیــــده |