|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+هوا بارونه
سرده
بیرون نشستم
سیگار دستمه
+بعد چن پیک شراب، یه پیک عرق خوردم
نمدونم چرا تو وبم
+دلم تنگه
خیلی طرد شدم
+دیگ دارم ته سبگارو میکشم
+صدای هوا پیما میاد
+میلرزم
+ماشین بود
+اهنگ داره میگه اصلا از حال من خبر دارنی؟
+تشنمه
+دیگ دارم ته سیگارو میکشم
+صپای تلویزیون رو مخنه
+این هوای سرد خوبه
+کاش دیگ دلم تنگ بغل کسی نشه.