و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+تو سرم یه طعم متفاوت هس

+هر وق ب اون لحظه ک سرمو میزاشم رو سینه هاش فک میکنم، یه طعم تو مغزم ترشح میشه.

+کاش میشد عصاره کشی کرد.

+ تــاریـخ جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲ ساعـت 14:56 به قـلـم پوچیــــده |