و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+تو فک میکنی ممکنه برای خاطره ها گریه کنم

++ولی من بغض میکنم برای اون بچه ای که ب دستای خونی باباش نگاه میکرد

+ تــاریـخ یکشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۲ ساعـت 10:27 به قـلـم پوچیــــده |