و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+یه جاهایی به روایت تصویر، فکر میکردم ک واقن مریضم ک ادمایی ک دوسشون دارمو از خودم دور میکنم

+انگار خودمو میکشتم بهشون نزدیک شم، کنارشون باشم

و بعد دوباره میکشیدم کنار.

+دارم سعی میکنم ب خودم بفهمونم

+اگ اونقد عاقلی ک بفهمی ک مریض نیسی، فقط زیادی احساس داری ک نمتونی بفهمی بخاطر رفتار خود عادماس ک میکشی کنار، نه حس مسخره ی غمگین بودن.

+اما اگ نمتونی بفهمی اینو، و بازم خودتو غرق کنی تو فکرای کصیف، انقد غرق شو ک چیزی ازت نمونه.

+خلاصش کنم، بمیر.

+با قرص یا سیگار یا مستی یا هرچیزی ک توهم میزنی کمکت میکنه واس مردن.

++برای زرا.

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۱ ساعـت 0:35 به قـلـم پوچیــــده |