و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+تنهایی اومدم کافه

+پشتم چارتا بچه کنکوری نشستن.

+میخاسم سیگارو ترک کنم

+ولی دلم یکمی گرفته.

+ تــاریـخ پنجشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۱ ساعـت 18:3 به قـلـم پوچیــــده |