و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+ولی من حالا چیز زیادی نمتونم حس کنم.

+شنبه و جمعه برام فرقی ندارن.

+بضی وقتا گریه میکنم.حتا علتشو نمدونم.

+چیزای زیادی نیس ک بتونه خوشالم کنه.

+بارون یکم حالمو خوب میکنه.

+راستش، دیگ حوصله زندگی رو ندارم.

+ تــاریـخ پنجشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۱ ساعـت 13:7 به قـلـم پوچیــــده |