+داشم نقاشی های قدیمیمو زیر و رو میکردم
+ک یهو یه کاغذ دیدم ک روش تاریخ زده بودم16/3/96
+اون روز من یه گوشه، تو بیمارستان ،منتظر نشسته بودم ک بیان دنبالم
+فک نمکردم ،یکم قلم خوردگی کاغذ و یه تاریخ باعث شه بغض کنم
یه پوچیده ی ب پوچ رسیده..و قسم ب روزی ک جز بلاگفــا مرهمی نخاهی یافت :)پارادوکس^_^بضی وختا چیزایی مینویسم ک نویسنده ی مورد علاقه ی خودم میشم:)11/عابان/96یادمون نره^_^هیچوخو21/اسفند/96و 30تیر 97مربان^___^
HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN