و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+تو دستم یه ظرف ترشک بود

+و من خوشال بودم و میخندیدم.

+از فیلمی ک گوشه ی گوشیم خاک خورد.

+ تــاریـخ شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۰ ساعـت 22:3 به قـلـم پوچیــــده |