|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+من ترجیه میدم ب خوراکی فک کنم
+ب بازی تو گوشیم
+ب اینک هر هفته بشمردم چن روز مونده تا عاخرهفته ک شرکت نرم و استراحت کنم
+ب فیلمم
+ب کتابایی ک دلم میخاد بخونم ولی وقت نمیشه
+و ب این فک نکنم ک چرا ته دلم ،دلش گریه میخاد
+من میخام خوشال باشم
+چون قراره ک عاخرش بمیرم