و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+امروز یه لاشی، درحالی ک خرید خونشو(میوه و چیزایی ک مشخصه واس یه خانواده س) پشت ماشینش میدیدم

+داش بام چونه میزد ک جلو بشینم منو برسونه.

+نمیشه دس از لاشی بودن بردارین؟

+من لاشی بودم، هیچ نتیجه ای نداره.

+ تــاریـخ شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۰ ساعـت 23:32 به قـلـم پوچیــــده |