+اجازه دارم برای بضی چیزا بی صدا گریه کنم؟
+لحظه ی خارج از فهمیه
+ک میفهمی میگذره و زنده نمیمونی
+ولی با لبخند از این فهم، چشمات دلش میخاد بباره
+انگار از این تناقض لذت میبره ولی نمفهمه چرا.
یه پوچیده ی ب پوچ رسیده..و قسم ب روزی ک جز بلاگفــا مرهمی نخاهی یافت :)پارادوکس^_^بضی وختا چیزایی مینویسم ک نویسنده ی مورد علاقه ی خودم میشم:)11/عابان/96یادمون نره^_^هیچوخو21/اسفند/96و 30تیر 97مربان^___^
HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN