و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+داشتم ب حرفای دکتر هلاکویی گوش میدادم

+گف اگ شب عروسیتونم فهمیدین ک اشتباه کردین، یه تاکسی بگیرین برگردین،چون اگ متوجه بشی و ادامه بدی،تو عاینده با بچه و گرفتاریای دیگ از پا در میاین.

+خوبه ک با گوش دادنش نمیگم کاش منم اینکارو میکردم.

+همینقدم خوبه ک میتونم برا چن ثانیه لبخند بزنم، برای قوی بودنم تو اون روزای بد.

+برای اعتماد ب خودم.

+ تــاریـخ شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ ساعـت 22:59 به قـلـم پوچیــــده |