و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+از غلامعلی پرسیدن بزرگ شدی میخای چیکاره شی

++گف یه استاد لاشیه احمق.و عقده ای.

+ تــاریـخ سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ساعـت 13:33 به قـلـم پوچیــــده |