و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+یکیو میشناسم س چار سال کتابای کنکور دستش بود.

+انواع کتاب و ازمون و رتبه های یک و دو.

+شریف تهران رو شاخش بود.

+کنکورای هر سالو ک بچه های دیگ میدادن، میگرف میزد.

+فیزیک و ریاضی رو راحت صد میزد، نهایت دیگ هشتاد هفتاد.

+امسال کنکور داشت.

+کنکور نداد و رفت ارتش:)

+ب همین راحتی مسیرش عوض شد.

+حالا فمیدین زندگی چقد پفیوسه؟

+میگه سوپرایزززززز

+ تــاریـخ دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۹ ساعـت 14:24 به قـلـم پوچیــــده |