و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+دلم برا خابگا.

+دلم برا جاده.

+برای جانبو

+برای برگای تو پیاده رو

+برای افتاب یک تا بیس و نه

+برای گیسو و در زدناش و اون صدای مظلومش

+برا ماعده و وحشی بازیاش

+برا مرضیه و دیسکو راه انداختناش.

+وقتی ک میگف زرا تورو واقعی دوس دارم.

+برا سارا و اون خنده های نصف شباش.

+برا رضوان و درس خوندنامون

+برا دلارام و غرزدناش

+برای قدم زدن.

تنگه.

+یه کوچولو.

+دلم برا اینا تنگه.

+من دلم تنگه و نمدونم چرا با هیچکدوم حرف نمزنم.

+شاید عادت کردم ب از دور دوس داشتنه عادما.

+ تــاریـخ پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ ساعـت 2:50 به قـلـم پوچیــــده |