و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+یا اون روز ک داشم لباسای فروشگاهو نگا میکردم

+فروشنده خورد بهم

با سر رفتم تو لباسا

+ تــاریـخ چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ ساعـت 23:39 به قـلـم پوچیــــده |