و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+و در نظرش اگر یک روی زندگی زشت میشد ،

+روی دیگری بود که بشود ب آن پناه برد..

[بارقه های شعر فارسی]

+ تــاریـخ شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعـت 0:21 به قـلـم پوچیــــده |