و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+یه سفر کوچولو ب بالای ابرا

+نزدیک ماه شیم و همصحبت با ستاره ها شیم

+و شب با قطار برگردیم

+و بیدارشیم.

[دورم کن]

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸ ساعـت 0:26 به قـلـم پوچیــــده |