و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+دلم پارتی شبونه میخاد:(

+ازونا ک کلن رقص نوره،تاریکه.هیشکی ملوم نیس

مص صگ برقصم،خسته شم.

و بعدش بخابم

+ تــاریـخ پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۸ ساعـت 0:14 به قـلـم پوچیــــده |