و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+مگ نمیبینی خسته ایم؟

+مگ نمیبینی بریدیم؟

+مگ متوجه نیستی ازین ک هی با امیدای مسخره ادامه دادن ،تهوع عاوره؟

+مگ تو نباید مص مامانایی ک از بچشون مواظبت میکنن،مواظبمون باشی؟

+پس چرا انقد کابوس میبینیم؟

+چرا همش چشامون خیس میشه؟

+نمیبینی زورمون نمیرسه؟

+فقط میگی میدونی ؟میگی درک میکنی؟

+پس چرا کاری نمیکنی؟

+چرا میگی بت عقل دادم ،خودت کردی؟

+مگ ما خاسیم ک باشیم ک بیایم ک این روزای نکبتو بگذرونیم؟

+زندگی راحت نه ها. کاش حداقل دلٍ خوش بهمون میدادی.

+ تــاریـخ جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸ ساعـت 3:46 به قـلـم پوچیــــده |