|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+ساعت دوازده و چل و هف دیقه
+همین العان اهنگ سیامک عباسی پلی شد
+تو خابگام
+اتاق جدیدمو دوس دارم.کور ترین اتاقه خابگاس.
+تختمو دوس دارم.هم پایینه و هم گوشه س.
+فلن یه هم اتاقی دارم.
+مربانه.و اجازه میده برقو تا هر وخ میخام روشن بزارم
و برام چایی ریخ
و حتا اونم شلوغی رو دوس نداره و درو میبینده ک صدا نیاد
+همین العان ک برقا خاموشه و اون خابیده،تو خاب خندید
و من پشمام ریخ.و مص صگ ترسیدم و پاشدم درو وا کردم ک نصف شب منو نخوره
+گشنمه و شام فقد یکم شکلات و چیپس خوردم
و صدای شکمم اتاقو پر کرده.
+این چن روز یکم دلم شکست
ولی من هنوز قویم.
چون امیدمو از دس ندادم.