و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+نه چیزی یادم میمونه

و ن ب چیزی دائما فک میکنم

+اما بضی شبا ،ب عکست نگا میکنم

و بدون اینکه دلیلشو بدونم تا مرز خفگی گریه میکنم

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۸ ساعـت 3:47 به قـلـم پوچیــــده |