+موقع رانندگی یه ماشین از پشت هی بوق میزد
+هی عصبی میشدم هی با دعوا منم پشت هم برق میزدم
+عاخرم با سرعت چراغ زد و بوق زد و دس تکون داد رف.
+هی غر زدم
+هی منم تو جوابش بوق زدم
+وقتی رسیدم دیدم در ماشین باز بود:)داش میگف درو ببند.
یه پوچیده ی ب پوچ رسیده..و قسم ب روزی ک جز بلاگفــا مرهمی نخاهی یافت :)پارادوکس^_^بضی وختا چیزایی مینویسم ک نویسنده ی مورد علاقه ی خودم میشم:)11/عابان/96یادمون نره^_^هیچوخو21/اسفند/96و 30تیر 97مربان^___^
HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN