|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
- فاطمه:کووووو؟[با ماشین ده دور میرود رویش]
+و از ماشین پیاده میشود
+و ماشین را هول میدهد
زرا درحال غش است😂😂
+فاطمه هولناک سوار ماشین میشود
و ده دور دیگر روی ان میرود😂😂😂
گوشی را بلخره برمیدارد و به زرایی که نیشش باز است میدهد
و اصلن نگاهش هم نمیکند😂😂😂
[وختی بهد موج عابی میریم شهربازی و گند میزنیم ما دوتا کزخل ^__^]