و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
+گاهی وختا ب خودم میگم چرا نمتونم مص بقیه باشم؟

++من خاص و تک نیسم..ولی مص بقیه نیسم..

+ن از لحاظ درس نمره قیافه ..اینا نع

+احساساتم و میگم

+چرا یه دخدر دوسال از من کوچیک تر میتونه یه بچه ی سه ساله داشته باشه؟

++اونوخ نتونم ب کسی ک دوسش ندارم ،حتا نگا کنم

+اینک میخام  با زاویه دید عشق زندگی کنم..

++شاید من بلد نیسم

++شاید نمدونم زندگی چیه

+و اینک تو یه لحظه میتونم از کسی ک دوسش دارم متنفر بشم..

++اما امکان نداره

++تو یه لحظه؟

++میدونم ک کوتا اومدم کوتا اومدم کوتا اومدم..و بازم کوتا اومدم..دیگ کوتا نیومدم..

+خسه میشه عادم؟نمیشه؟

++میگ عادم خوبا هم صبرشون یه حدی داره..ما ک بداشونیم انتظار از ما دارن؟

++میگن دخترعموهام یا هرکسی تو اول زندگشیون مشکل داشن و نخاسن..

++ولی بعدش خوب شدن..

++میدونی؟ بنظرم اونا زندگی نمکنن..اونا فقد عادت کردن..

+شاید من اشتبا میکنم..

+شاید عصن عشق وجود نداره..شاید لیلی و مجنون دروغ بوده و اونا هم تظاهر میکردن

++و بازم من ماتم..ک عادت کردن چجوریه؟

+عادت ینی ک بش بگم برو تا بخاطرم عاسیب نبینی و بعد برا نبودش اشک بریزم؟

+اگ این اسمش عادته پس دوس داشتن چیه؟+عصن اون ک همیشه نبود چرا اسمشو بذارم عادت؟

++من اشتبا میکنم..

++یا تنفر..اینک هرکارری کنه و تو نتونی کوتا بیای از حس تنفرت..

++چون بضی باوراتو کشته..

++زمین پر از منه..پر از منی ک این نگاهو داره..

+ولی من گنگم از خودم..این باورایی ک ن مامانم داشه ن بابام..

++البته برا اونا عشق حلال بوده و بهم رسیدن..

++سر ما عابرو چی میشه؟

+مگ عابرو حرف مردم نی؟

++و چرا وختی حرف زندگی بقیه میشه ما میگیم ب ما چ؟ولی سر زندگی ما میشه میگن هیس مردم چی میگن

+یاجواب مردمو چی بدیم؟

++کجا میشه دیونه بازی در عاورد و نترسید از سرزنشا؟

++من ازینکه بی عشق زندگیمو بگذرونم میترسم..

++اما بیشدر ازینک با این عادما زندگی کنم میترسم..

++خعلی خودمو دور ازشون میدونم..

+اونقدی ک زل بزنم تو چشاشون و درک نکنم ب چی فک میکنن..

+من دیونم ک زندگی بی عشق و بی دیونه بازی نمخام؟

++خعلی نادونم ک رویا میسازم و زندگی رو قشنگ تصور میکنم؟

++خعلی احمقم ک همش فک میکنم زندگی منم مص رمانا پایان خوش داره؟

+++البته همیشه از رمانایی ک پایان خوش داشن فراری ام..

+شاهنامه همیشه عاخرش خوشه..اما ما ک شاهنامه نیسیم..

+ما کاوه های جورواجوریم..

+میدونی؟ جایی ک من هسدم ب عقایدم فوش میدن..

+میگن باید عوضش کنی..

++چجوری نشه مرگو ترجیه داد؟

++راسش دسم ب پشت خدا هم نمیرسه بزنم پشتشو بگم رفیق ما هم هسیم..

کمک نمیکنی حواست باشه اشتباهی حداقل پات نره رومون..

++خعلی بدم..هیچوخ از خدا گله ندارم..هوم واقنم ندارم

+من با بنده هاش مشکل دارم..با خودش مشکلی ندارم:)

++اما میدونم تو دلش میگ پارسالتو نگا کردی؟؟امسالت چرا این شکلی شدی؟

+کصشر میگم چرا..

+دسم رو کیبورد راه میره و احساسمو فقد همین کیبورد درک میکنه..

++اونم چون فشار بش وارد میشه..

++پوچ میشم..با این افکار و این زندگی..

+تناقض محض

++نفس عمیق

+نباید ضعیف بشم

++تو دیگ نمتونی نقطه ضعف من باشی..نمیذارم..

+چقد حف زدم

++فدا سرت کصخل  جونم^_^عاخش سبک شدم

++ولی هنوزم بغض دارم..

:)

+ تــاریـخ یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۶ ساعـت 16:30 به قـلـم پوچیــــده |