و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+راستش،یکم از زمین تا اسمون،با چیزی ک تو ذهنم اتفاق افتاد فرق داش.

+از فوت کردن شمع توی خیالاتم واس رفتنش ب مرحله جدیدی از زندگیش کجا

+و گریه های تو واقعیت کجا.

+ تــاریـخ شنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 22:26 به قـلـم پوچیــــده |

+دارم سعی خودمو میکنم

+ولی ساعت هفت صبح،یه سوال تو ذهنم هی میپیچه

+عطرتو عوض کردی؟

+ب وقت دریای سنگ چین.

+نباید این عطرو بازم میزدم.

+ تــاریـخ شنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 7:46 به قـلـم پوچیــــده |

+با تموم خستگی،

ب عنوان روزای اخره کاری،زیادی داره خوش میگذره.

+ تــاریـخ پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 17:27 به قـلـم پوچیــــده |

+اومدم بهشت

+تنهایی سیگار کشیدن اینجا خیلی حالمو خوب میکنه.

+تنهایی اینجا حتا هیچکارم نکنی حالتو خوب میکنه

+ تــاریـخ یکشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 16:22 به قـلـم پوچیــــده |

+چرا من باید با دیدن شرت دامنی پف پفی صورتی بچگونه بغض کنم؟

+و افتضاح دلم بچه بخاد

+ تــاریـخ جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 22:46 به قـلـم پوچیــــده |

+اونجا بهشت منه.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 20:3 به قـلـم پوچیــــده |

+بلخره رفتم کافه رویایی:)

+عاشقش شدم.

+کاش میتونسم هر روز نیم ساعت وقتمو اونجا بگذرونم

+ تــاریـخ پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 17:35 به قـلـم پوچیــــده |

+میگن ک اگه چن ثانیه بتونی فکرتو رو یه موضوع متمرکز کنی

+اون فکر اتفاق میوفته

+چشامو بستم و با تموم وجود ب روزی فکر کردم ک در خابگارو باز کردم

و صبح بارونی رو دیدم و داشم میرفتم سمت دانشگاه

+حتا بعد از فکر چن ثانیه ای بازم اونجا نبودم

+ولش کردم

+ولش کردم بره هر سمتی ک میخاد


ادامه مطلب
+ تــاریـخ دوشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 18:18 به قـلـم پوچیــــده |

+ولی نت قط بود.

+ تــاریـخ یکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 23:44 به قـلـم پوچیــــده |

+نسخم.

+مغزم درد میکنه.

+ تــاریـخ سه شنبه ۵ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 10:12 به قـلـم پوچیــــده |

+امروز حتا گربه ای ک جلو در مغاز لش میکرد، تعطیله

+اما من نه.

+ تــاریـخ سه شنبه ۵ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 10:11 به قـلـم پوچیــــده |

+سخت تر از کار پیدا کردن

+استعفا دادنه.

+ تــاریـخ شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 11:43 به قـلـم پوچیــــده |

+انقد فشار زیاده،

ک خواب دیدم مامور بهداشت،

میاد تک ب تک در خونه همه رو میزنه ک ببینه روسری هامون سرمونه یا نه:)

+من پرام تو خوابمم ریخته بود.

+ تــاریـخ شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 11:43 به قـلـم پوچیــــده |

+چرا باید تو خوابم، یه عاتش فشان فوران کنه و من بخام فرار کنم؟

+و بپرم تو عابی ک عمقش زیاده و من شنا بلد نیسم

+تو دنیای موازی ،دقیقن دارم چ گهی میخورم.

+ تــاریـخ شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 11:42 به قـلـم پوچیــــده |

+خواب اروم از کجا میشه خرید؟

+همه خوابام اکشنه.

+ تــاریـخ شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 11:40 به قـلـم پوچیــــده |