و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+چرا باید تو خوابم، یه عاتش فشان فوران کنه و من بخام فرار کنم؟

+و بپرم تو عابی ک عمقش زیاده و من شنا بلد نیسم

+تو دنیای موازی ،دقیقن دارم چ گهی میخورم.

+ تــاریـخ شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱ ساعـت 11:42 به قـلـم پوچیــــده |