+بعدازظهر خابیدم
+صدای هق هق و تنگی نفسم از گریه بیدارم کرد.
+خوابم چی بود؟
+تا اعماق وجودم تو خواب داشتم برا سارا گریه میکردم
+اونجا ک باباش بغلم کرد و گف
چیشد ک از اون دختر خوشگل من یه عکس تو صفحه کامپیوتر مونده؟
یه پوچیده ی ب پوچ رسیده..و قسم ب روزی ک جز بلاگفــا مرهمی نخاهی یافت :)پارادوکس^_^بضی وختا چیزایی مینویسم ک نویسنده ی مورد علاقه ی خودم میشم:)11/عابان/96یادمون نره^_^هیچوخو21/اسفند/96و 30تیر 97مربان^___^
HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN